Monday, March 1, 2021

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

.بابابزرگ همیشه بدون استثنا از یکی از شعرهای سیما بینا که توی کاست بابام بود گریش میگرفت اشکاشو با دستمال جیبیش پاک میکرد. میگفت یاد خواهرش میفته.

فردا میشه ۳ ماه و من برای اولین بار به یه آهنگ سنتی گوش دادم و یک ساعته با صدای بلند زار زار گریه میکنم.


کسی چه میدونه. شایدم پدر و پسر و عمه نشستن دور هم دارن سیما بینا و شجریان گوش میدن